تئاتر

فریاد اعتراض تئاتری ها با خشم و زخم

چرا تجمع خانه تئاتر به جای مقابل وزارت ارشاد رفت جلوی مجلس؟!/ آیا دیگر اصناف هنری هم سکوت شان را می شکنند؟/ حسین هاشم پور و ۷ نکته

کاملا پیدا بود هنرمندان برای رساندن صدای اعتراض شان راهی خیابان شوند و تجمعی اعتراض آمیز برگزار کنند، زیرا آن ها سال هاست احساس می کنند صدای دردها و دغدغه های شان را مسئولینی که باید بشنوند، نمی شنوند و کیست که نداند چنین احساسی چقدر خطرناک است...

حسین هاشم‌پور

یک:

تجمع اعتراضی اهالی تئاتر به وضعیت وخیم معیشتی و به زمین ماندن مطالبات صنفی شان با جملاتی در رسانه ها تیتر شد که جان نازنین هر ایرانی را ترک داد و اشک به چشم آورد؛ آنجا که خطاب به مجلسی ها نوشتند و خواندند:" لحظاتِ مرگباری بر ملتِ بی‌پناهِ ایران می‌گذرد. بانگِ شیون و عزا لحظه‌ای فروکش نمی‌کند. مرگِ مبتذل و ارزان، بی‌امان در کارِ تباهی و قلع و قمعِ مردمانی است که ولی‌نعمتانِ شما هستند..."

آری، تئاتر قرار است زبان حال مردم باشد و اکنون که صحنه ها به اجبار خالی مانده اند در یک گردهمایی خیابانی کاملا صنفی، هنرمندان پیش از طرح مطالبات دهه ها روی زمین مانده خود، درد مردم را فریاد زدند که سرمایه اصلی نمایش و هر هنری هستند.

دو:

تجمع اعتراضی ۱۴ دی اهالی نمایش که به دعوت خانه تئاتر شکل گرفت، اتفاق بسیار کم سابقه ای در تاریخ هنر ایران به شمار می آید؛ در سال های اخیر معمولا هنرمندان در شبکه های اجتماعی مجازی به انواع اتفاقات روز واکنش نشان می دهند، اما شاید نخستین بار است که برای رساندن صدای خودشان و وخامت حال زندگی شان به نهادهای کلان تصمیم ساز، حضور مستقیم در خیابان را چاره کار دیدند، شیوه ای از اعتراض مدنی و قانونی که این روزها در جای جای کشور باب شده و از کارگران و بازنشستگان گرفته تا مال باختگان، هر روز در پایتخت و اقصی نقاط ایران، گردهم می آیند و ادای حقوق خویش را رسانه ای می کنند.

البته حدود چهار سال پیش، ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ جمعی از خانواده هنرهای تجسمی به دعوت انجمن نقاشان، در اعتراض به واگذاری موزه هنرهای معاصر تهران به بنیاد رودکی، در مقابل این موزه تجمع اعتراضی برپا کرده بودند؛

پیش ترها نیز سینماگران در واکنش به تعطیلی خانه سینما مقابل وزارت ارشاد گردهمایی اعتراضی داشتند اما به حتم تجمع اخیر اهالی تئاتر سویه دیگرتری داشت: نفوذ روزافزون اطلاع رسانی در فضای مجازی و طرح مسائل معیشتی و نقد صریح عملکرد مسئولان، این اعتراض را خاص کرد و بیشتر به چشم آمد.

سه:

مکان برگزاری تجمع اهالی نمایش نخستین مولفه تعجب برانگیز شد؛ هنرمندان به جلوی مجلس رفتند و نه وزارت ارشاد!

بسیار از این هنرمندان در دو انتخابات اخیر از رئیس جمهور فعلی حمایت کرده اند و به خصوص برخی برای ترغیب مردم به رای دادن و مشارکت در کمپین "روحانی ۱۴۰۰" از هیچ تلاشی فروگذار نبودند؛ از این رو پناه آنها به مجلس و بی اعتنایی به دولت ناگفته های جامعه هنری را هویدا کرد.

تئاتری ها این انتخاب جنجالی را در بندهای آغازین و واپسین بیانیه خود، شفاف توضیح دادند.

در ابتدا نوشتند: "مادران‌ برای نجاتِ جانِ فرزندانِ خود از فردای تیره‌ای که برای‌شان رقم خورده، به انتظارِ دستی از غیب نشسته‌اند. گویی کاوه‌ی آهنگر و رستمِ دستان‌شان آرزوست، چرا که تا این لحظه از دولتمردان‌شان کاری بر نیامده است."

و در پایان به صراحت اعلام کردند:" اکنون که دولت تدبیر و امید، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ... برای برون‌رفت از این بحران تلاشی نمی‌کنند، زمانِ آزمونِ بزرگِ شمایان فرا رسیده است..."

هر چند که پنج شنبه ۱۸ دی، روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان " یک توک‌پا تشریف بیاورید پایین " برخی زمزمه ها درباره انتخاب مکان تجمع اعتراضی را رسانه ای کرد.

اعتماد ابتدا نوشت:" نمایندگان انجمن‌های هفده‌گانه خانه تئاتر با هدایت مدیرعامل (از مشاوران رییس مجلس فعلی در ادوار انتخابات گذشته) به مقابل مجلس رفتند"

و گویا همین اشاره کافی نبود، زیرا چند پاراگراف بعد تاکید کرد:" بماند که پشت تجمع تئاتری‌ها در برابر مجلس، شائبه مذاکره انتخاباتی و مواردی از این دست پررنگ است ..."

اما اهالی تئاتر به سهم خود در همین بیانیه نشان دادند اگر از دولت و بد عهدی های این هفت ساله دل خوشی ندارند، از مجلس نشینان هم گلایه بسیار دارند ، آنجا که می نویسند:" این اشکنامه‌ی بیداد، فریادِ اعتراض و دادخواهی هزاران خانواده‌ی هنرِ شریفِ تئاترِ ایران است. می‌دانیم که کمتر کسی از شما تا به حال برای دیدنِ نمایشی ارزشمند و عالی به تئاتر آمده‌ است. شما، هنرمندانِ تئاترتان را نمی‌شناسید، حال آن‌که آنان اهلِ این سرزمین‌اند، نه دشمن و اجنبی..."

چهار: فهرستگان نقدها و گلایه های خانواده بزرگ تئاتر ایران خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگان آن، محدود به کاستی های تئاتر باقی نماند، آنها نوشتند از مجموع شرایط هنر کشور خسته اند:

" به ما بگوئید برای شکوفایی زبان و شعر و داستان و رمانِ این سرزمین چه کرده‌اید؟ برای تئاتر و سینما چه گامِ ارزشمندی برداشته‌اید؟ حال و روزِ موسیقی و نقاشی و‌ مجسمه‌سازیِ این روزگارِ ما را چگونه یافته‌اید؟ آیا می‌دانید سرانه‌ی مطالعه‌ی مردمِ ایران چه‌قدر است؟ می‌دانید شمارگانِ چاپِ یک جلدکتاب‌ به چند عدد رسیده است؟ اگر شما نمایندگانِ خانواده‌های تئاتر هم هستید، بگوئید که در این نیم‌قرن کدام برنامه‌ریزی یا مدیریتِ کارآمد و مؤثر را برای سرنوشت و حیاتِ این هنر ِرقم زده‌اید؟..."

پنج: به نظرم کاملا پیدا بود هنرمندان برای رساندن صدای اعتراض شان راهی خیابان شوند و تجمعی اعتراض آمیز برگزار کنند، زیرا آن ها سال هاست احساس می کنند صدای دردها و دغدغه های شان را مسئولینی که باید بشنوند، نمی شنوند و کیست که نداند چنین احساسی چقدر خطرناک است؛ نه فقط در این سال کرونا زده بلکه چند دهه است جامعه هنری مطالبات خود را تلمبار شده می بیند و در این یک سال لعنتی، همه امید ها و همه امید پنداری ها نقش بر آب شد.

شش : حالا جسته گریخته در شبکه های مجازی می بینید هنرمندان سایر رشته ها از اصناف خود می خواهند با الگو قرار دادن تئاتری ها حرکات مشابهی تدارک ببینند، هر چند از پست ها و کامنت ها چنین برمی آید که آنها امیدی به بهبودی اوضاع ندارند اما انفعال و بی عملی را نیز بر نمی تابند و می گویند دستکم مردم صدای آنان را می شنوند.

هفت: من هم معتقدم کشوری که تئاتری پویا ندارد، موسیقی ، نقاشی، سینما، مجسمه ،ادبیات آن رو به زوال و سقوط باشد، هویت باخته و همه چیز باخته می شود، حضور هنر بدون لکنت در یک سرزمین، نشان از مردم‌سالاری و آزادی بیان است که پلکان رشد فرهنگی اجتماعی را در دسترس جامعه قرار می دهد، افسوس آنها که تصمیم سازان کلان هستند یا این نکات بدیهی را نمی دانند یا نمی خواهند بدانند.